Tuesday, September 09, 2008
Sunday, July 27, 2008
قدرت خدا ؟!!
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ «12»
و براى سليمان باد را مسخّر ساختيم كه صبحگاهان مسير يك ماه را مىپيمود و عصرگاهان مسير يك ماه را؛ و چشمه مس [مذاب] را براى او روان ساختيم؛ و گروهى از جنّ پيش روى او به اذن پروردگارش كار مىكردند؛ و هر كدام از آنها كه از فرمان ما سرپيچى مىكرد، او را عذاب آتش سوزان مىچشانيم!
اين باد عجيب كه در اختيار سليمان بوده است از لحاظ سرعت دست جت ها و موشك هاي بالستيك فعلي را بسته است و معلوم نيست كه با وجود اين باد سليمان چه نيازي به لشگر داشته است
به اساس اين آيه صبحگاهان (يعني از سپيده دم تا ظهر تقريبا 6 ساعت ) مسير يك ماهه ايي كه اسب (سرعت متوسط 64 كيلومتر در ساعت ) يا انسان ( سرعت متوسط 20 كيلومتر در ساعت ) متوانسته طي كند را طي مي كرده يعني در واقع اگر سرعت اسب را حساب كنيم اين باد سرعتي معادل 2560 كيلومتر در ساعت و اگر سرعت انسان را محاسبه كنيم 800 كيلومتر در ساعت بايد پيدا مي كرده است همچنين سرعتي باعث در هم كوبيدن هر ساختاري روي زمين خواهد شد و با وجود اين باد معلوم نيست چرا خدا زحمت رام كردند جن و ديو را بر خود هموار كرده و آنها را جز لشگر سليمان قرار داده است ؟
Tuesday, July 22, 2008
معصوميت پيامبران و تبعيض نژادي
جزء 3 سوره آل عمران آيه 33 : خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد.
احتمالا اين آيه باعث شده پيامبران غير سامي جز معصومين در نظر گرفته نشوند . و در نتيجه اسلام براي پيامبران غير عرب و يهودي معصوميت قايل نيست
Wednesday, July 02, 2008
خداشناسي
سوره = يونس آيه = 22 جزء = 11 حزب= 21
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
او كسى است كه شما را در خشكى و دريا گردش مي دهد ، تا آن گاه كه در كشتى ها باشيد و كشتى ها مسافرانش را با بادى ملايم و آرام حركت دهند ، و كشتى نشينان به آن باد ملايم و آرام شادمان شوند ، ناگاه بادى تند و سخت بر آن كشتى وَزَد و از هر طرف موجى سهمگين بر آنان تازد ، و يقين كنند كه در محاصره [ امواج خطرناك ] افتاده اند [ و راهى براى نجات ندارند ] ، [ در آن هنگامه هلاكت بار ] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را از هر گونه شركى براى او خالص مي كنند ، مي خوانند كه اگر ما را از اين [ عرصه هلاكت بار ] نجات دهى ، مسلماً و قطعاً از سپاس گزاران خواهيم شد .
جزء 21 سوره الروم آيه 30
فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم و لكن اكثر الناس لا يعلمون: )
پس [ با توجه به بى پايه بودن شرك ] حق گرايانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى اين دين [ توحيدى ] روى آور ، [ پاى بند و استوار بر ]سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرينش خدا هيچگونه تغيير و تبديلى نيست ; اين است دين درست و استوار ; ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [ به اين حقيقت اصيل ] ندارند .
تفسير نمونه ج : 16 ص : 417
تفسير :
تا اينجا بحثهاى فراوانى پيرامون توحيد و خداشناسى از طريق مشاهده نظام آفرينش و استفاده از آن براى اثبات يك مبدء علم و قدرت در ماوراى جهان طبيعت با استفاده از آيات توحيدى اين سوره داشته ايم .
و به دنبال آن در نخستين آيه از آيات مورد بحث سخن از توحيد فطرى است يعنى همان مساله را از طريق درون و مشاهده باطنى و درك ضرورى و جدائى تعقيب مى كند .
مى فرمايد : روى خود را متوجه آئين پاك و خالص پروردگار كن ! ( فاقم وجهك للدين حنيفا ) .
چرا كه اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده ، دگرگونى در آفرينش خدا نيست ( فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ) .
اين است دين و آئين محكم و استوار ( ذلك الدين القيم ) .
ولى اكثر مردم نمى دانند ( و لكن اكثر الناس لا يعلمون ) .
خب اين آيه سوره يونس در واقع به طرز خاصي مي خواهد اميدواري براي زنده ماندن را نشانه فطري بودن خداشناسي بداند . خب وقتي كسي از ترس مرگ فلج مي شود و حس هيچ حركتي ندارد و عقلش كار نمي كند انتظار چيزي جز خداشناسي نبايد از او داشت زيرا تا وقتي علققش كار مي كند زير بار خدا نمي رود .
Thursday, May 29, 2008
الله فراموشكار و تناقض
""الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
كسانى كه گفتند : خدا به ما سفارش كرده است كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما [ به نشانه صدق نبوتش ] يك قربانى بياورد كه آن را آتش [ غيبى ] بسوزاند ، بگو : پيش از من پيامبرانى دلايل روشن و آنچه گفتيد براى شما آوردند ; اگر راستگوييد ، پس چرا آنان را كشتيد ؟
""
سوره نسا آيه 157
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا
و به سبب گفتارِ [ سراسر دروغ ]شان كه ما عيسى بن مريم فرستاده خدا را كشتيم . در صورتى كه او رانكشتند و به دار نياويختند ، بلكه بر آنان مُشتبه شد [ به اين خاطر شخصى را به گمان اينكه عيسى است به دار آويختند و كشتند ] ; و كسانى كه درباره او اختلاف كردند ، نسبت به وضع وحال او در شك هستند ، و جز پيروى از گمان و وهم ، هيچ آگاهى و علمي به آن ندارند ، و يقيناً او را نكشتند .
بطور حتم يكي از اين پيامبراني كه معجزه آورده عيسي فرزند مريم است كه در آيه قبل مي گويد معجزه آورد شما او را كشتيد و در آيه بعد مي گويد يقينا او را نكشتند
Wednesday, May 21, 2008
قرآن و سليمان
اينكه نزد قوم و نژادي تعصب خاصي نسبت به گذشتگانشان وجود داشته باشد چندان كمياب نيست و در قرن بيست ويكم هم نزد ملت هايي ديده مي شود . ولي كاسه داغ تر از آش شدن در دين اسلام زياد به چشم مي خورد بطور مثال سليمان كه نزد يهوديان در ابتدا دزد وراهزن است و نزد مسلمانان اصلا آزارش به مورچه ها هم نمي رسد و معصوم است . و يكي از بزرگترين نكته ايي كه روشن نيست فهميدن زبان جانوران توسط سليمان است . به گفته صريح قرآن سليمان زبان جانوران را مي فهميده است . اينجا چند تا نكته به ذهن مي رسد
يك – منظور از زبان حيوانات اصلا چيست ؟ اين يك جور تقدس قايل شدن براي چه چيز يا هويتي است ؟
دو – آيا جانوران چقدر هوش دارند و از دنيا چه مي دانند ؟ يا عقل هاي جانوران زمان سليمان بيشتر از حالا بوده است ؟
سه – در پس اين احترام كه باعث مي شود انسان عامي بترسد سوالي بپرسد خدا به دنبال چه چيزي است ؟
Tuesday, May 06, 2008
اسلام ، انسان و تكامل
در حالي كه در قانون تكامل اول جانوري است كه كم كم آدم مي شود و دايما بسوي انسان شدن و مسلط بر طبيعت شدن پيش مي رود خيلي عجبيه كه اسلام تكامل آدم شدن را دست آخر در شكم و آلت جنسي سير نشدني تمام كرده است
